ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
128
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
گرفته بود . مرحلهاى تازه از سير تحول شيعه در آنجا با آموزشهاى نوه حسين ( ع ) يعنى محمد باقر ( ع ) آغاز شده بود . در دورانى كه نخستين مذهبهاى فقهى اهل تسنن شكلگيرى خود را آغاز كرده بود ، شيعيان متعهد كوفه به دامن محمد باقر ( ع ) دست زدند تا دشوارىهاى شرعى و ديگر مسألههاى مذهبى مورد اختلاف را در پرتو مرجع دانشمندترين كس از خاندان پيامبر آسان سازند ، بدينسان محمد باقر ( ع ) بنيانگذار مذهب فقهى شيعه گشت . سالى چند پس از درگذشت محمد باقر ( ع ) نزديك سال 117 / 735 در شيعيان كوفه درباره پشتيبانى از شورش برادرش زيد پسر على شكاف پديد آمد . چون زيد از محكوم ساختن آشكار دو خليفه نخست به عنوان غاصبان ستمكاره حقوق على ( ع ) تن زد ، پيروان تندروتر محمد باقر ( ع ) از زيد رو برگرداندند . آنها به فرزند باقر ( ع ) يعنى جعفر صادق ( ع ) روى آوردند و وى را به امامت نزد خود پذيرا شدند و زير رهبرى وى فرقه اماميان به گونه جماعتى مذهبى با فقه خاص و بنيادها و شعاير كلامى ويژه پديدار گشت . از آنجا كه كيسانيه و شاخههاى گوناگونش پس از ظهور عباسيان از هم پاشيده شده اماميان وارث بسيارى از آموزشهاى انقلابى - افراطى شيعيان كيسانى گرديدند . جعفر صادق ( ع ) فتواهاى پدرش در فقه را به نظام شرعى جامعى تبديل كرد اما تشكل دهنده بنيادى جامعه امامى نظريه خودش درباره امامت بود . اين عقيده بر اين پايه استوار بود كه آدميزاد در همه كارهاى مذهبى خود همواره به رهبر و معلمى نياز دارد كه از سوى خدا برگماشته و هدايت شده باشد . امام جعفر ( ع ) تأكيد كرد كه جهان هرگز يك دم هم بىوجود چنان رهبرى نمىتواند بر سر پا بماند . از براى اينكه چنين رهبرى بتواند رسالت الهى خود را انجام دهد بايد از عصمت يا پاكدامنى كامل از خطا و گناه برخوردار باشد ، پس از آنكه عصر پيامبران با حضرت محمد ( ص ) به پايان رسيد امامان به گونه وارثان پيامبر رسالت پيامبرانه را در همه زمينهها جز در آوردن كتابى نو ادامه مىدهند . بدينسان امامت به پايگاه پيامبرى ترفيع داده شد . طرد ، نافرمانى يا جهل نسبت به هر يك از اين امامان كه از تأييد الهى